پارینه برد

اجتماعی - علمی و تاریخی
 
نگاهی به گدشته
ساعت ٧:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٤/۱٤ : توسط : مهراب رشیدی

سلام

اخرین به روز رسانی من 3 سال و سه ماه پیش بود. مطالب خودم رو خوندم برام جالب بود.دفترچه خاطراتی است.راستی در این سه سال این تکنولوژی وات و تلگرام همه را بهم ریخته. به نظر میرسه اینده/ همه چی را تکنولوژی نابود میکنه .به خصوص خاطرات را.کدوم بهتره نمی دونم.شما چی فکر می کنید


 
کیش
ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٥ : توسط : مهراب رشیدی


 
دره هرایرز-عید91-ممسنی
ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱۳ : توسط : مهراب رشیدی

 

 


 
عید 91کوه بزان3- شام شب- ممسنی
ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱۳ : توسط : مهراب رشیدی


 
عید کوه بزان2-ممسنی
ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱۳ : توسط : مهراب رشیدی


 
تصاویر عید کوه بزان1- نوراباد ممسنی
ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱۳ : توسط : مهراب رشیدی


 
مترو و بازار مکاره
ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱۳ : توسط : مهراب رشیدی

مدتها بود مترو تهران نرفته بودم.درحقیقت علتش یه وری زندگی کردن ما درتهران است. ما غرب تهرانیم و سعی داریم با مرکز و شرق کاری نداشته باشیم تا زمانی که انجا با ما کار داشته باشد  غرب تهران ظاهرا جزءتهران نیست و سرویس عمومی هم نمی خواهد .سرویسهائی برای شرق و مرکز تهران.اگر بخواهد شاید برای 20 سال اینده.کلگنی می زنند برای مترو .چاله ای شاید مترو ان هم راه بیفتد. بحثم این نبود. مترو درجاهائی که راه افتاده به نسبت خوب سرویس می دهد. ظاهرا این دو ساله اخیر سرویس دستفروشان دران هم به روز شده است.بازار مکاره شنیده اید.قبلا اگه انقلاب یا بازار می رفتی این وضع را می دیدی.اقا نقشه بخر با 50 درصد تخفیف. همه چی هم داری. کار هم می شه توش گیر اورد .ضرر نمی کنی. راستش من یک کیف مدارک از دستفروش توش خریدم که مدتها برای کارتهای بانکی دنبالش بودم با 1000 تومن.چراغ مطالعه سرخود.جوراب زنانه.اسکاج.باتری.اسباب بازی .....کاش بمناسبتهای مختلف جنس جور همان مناسبت را می فروختند.مثلا زولبیا بامیه در ماه رمضان.یا شله رزد در ماه محرم و از این دست چیزا. این ازدیدنیهای تهرانه. نمی دونم شاید اغلب مترو های دیگر دنیا حداقل این جدبه را ندارند.الیته درمتروهای شهرهای بزرگ دنیا درراهروها و فضای عمومی این چیزا می بینی ولی در کوپه نه.تازه گدا هم جدیدا وارد ان شده.میگه کمک کنید مستاجرم .گفتم خو ب شد نگفت مالکم نیاز به هزینه تعمیرات دارم.دیگه نمی گن مریض دارم و گرفتارم وعلیلم......اینم بروز شده بهترین بهانه مستاجری است که الان سخت ترین مشکل در تهران است.کاسبی خوبی است. جمعیت زیاد , هوای خنک و کولر خوب و عدم تحمل گرما و سرما به این میگن هوش وسلیقه جمعیت بی خانمان..یکه چیز دیگه نقشه مترو تهران نگاه کنی 3 تا 4 خطی را روی نقشه زده هم خط ممتد کشیده نمی تونی بفهمی کدانم ایستگاه هنوز باز نشده. تا فرودگاه امام روی خیال و نقشه می تونی بری. بهتر بود ایستگاههای باز نشده را خط چین میذاشتند.ولی بازهم دم شهرداری گرم که این سرویس را راه انداخته و داره گسترش می ده ولی یادش باشه غرب تهران خیلی غربی نیستند و تهرونی هستند. بفکر یک درامتداد همت تا شرق و یا حکیم تا شرق هم باشند.یه چیز هم تا یادم نرفته .مسافرهای مترو هم بنظرم نسبت به چند سال قبل واقعا حرفه ای شدن.وه ادم ناشی بینشون کاملا معلومه.غر کمتر.هل کمتر .دانستن اینکه نفر چندمی که ان وارد می شی و انجور چیزا.این نقطه قوته تا ضعف.


 
مهرداد
ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٤ : توسط : مهراب رشیدی

نوشتن برام سخت است. باور ندارم مرگ در همین نزدیکی بود.شاید هنوز هم همه درشوک هستند.باورم نشد که اوست که درقبر می آرمد در چهل سالگی. قبل از پسر دائی بودن دوستم بود. 20 سال همسایه دیوار به دیوار. کودکی با هم تمام شد مدرسه .خاطرات دوران گذشته بیشتر از حال اذارم میدهد. مشکل جسمی اش سد راهش نبود . کنجکاو و خاص.مدرسه ابتدائی -راهنمائی و بعد هم زندگی.یادش بخیر درس خواندن درباغ و ریاضی یاد نگرفتنش. هرکسی مخصوصا یکبار باش مسافرت کرده بود می شناختش. در دنیائی که همچی درهم وبرهم است ساده رفت.یکباره. زندگی درایران مجموعه ای شده از ریسک هر روزه. تاوان سهل انگاری و ندانم کاری کاسبی را قومی و خانواده ای باید بپردازد.این شده زندگی روزمره ما. این روزمرگی یکی یکی ما را از هم جدا می کند. خدا رحمتش کند..خداوند به دائی و خانوداش صبر دهد به مادر داغدارش و خانم و دو دخترش هستی و تندیس. دیگه دستم بر کلید نمی رود.

سلام. حال همه ما خوب است.ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند.

تا یادمان نرفته بگویم حوالی خوابهای من سال پر بارانی بود.می دانم همیشه حیاط آن پر بود از هوای تازه باز نیامدن.اما لااقل هر وهله هر از گاهی, هر از گاهی دران ... باز است .

یادت میاید رفتی بودی خبر از ارامش اسمان بیاوری .ساده برایت می نویسم ساده بی حرفی و ابهامی.از نو برایت می نویسم حال همه ما خوب است ولی تو باور نکن.


 
سلام 91 با طعم تابستان
ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٤ : توسط : مهراب رشیدی

سلام. راستش ماهها بود دلم به نوشتن نمی رفت. اول دلیل قطع اینترنت محل کار و مشغله درخانه.دوم ماموریتهای زیاد و سوم نمی دانم.چند مطلب دیدم برای نوشتن.

 دوستان گرام و عزیز برام کامنت گذاشتند. اگر انگیزهای نداشتم حس اینکه لطفی به من دارند انگیزه ای برای کامنت جدید شد. بعد از مدتها نوشتن سخت است و لی فکرکنم ارزشش را دارد. امیدوارم بتوانم بنویسم.از لطف همه دوستان ممنونم.


 
آخر سالی
ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٢٠ : توسط : مهراب رشیدی

1- اول سال نو مبارک . سالی شلد و موفق برای همه ارزومندم

2- سال 90 سالی بود با لحظه های شاد و پر از غم. تنها زندگی است که در جریان است و قدر آن را نمی دانیم. بسیاری اوقات درگیر خودت نیستی.قدر لحظه ها بدانیم.

3- نمی خواستم امسال با وجود حرارت همیشگی انتخابات مجلس در مورد ان بنویسم. ولی نشد. یک حرکت ژانگولر در نوراباد ما را وارد این داستان هم کرد.از سال 67 تا حالا در نوراباد هم رای نداده ام ولی احساس داشتم نماینده خودم است و حساسیت داشتم. با این اوصاف جدید شاید باید فکر دیگرکرد.

4- نمی دانم این روزا چی مخری و لی هر چی می خری تهش حتما یک هناسه سرد هم می کشی.خیلی گرون شده. فکر کنم یواش یواش این به سفره نورابادیها هم یک تهاجم فرهنگی بزنه و یا نه مرغ همیشه یک پا داره. ما همیشه ارزوی سفره پربرکت برای همه داریم اگر قیمت گوشت کره اجازه بده. ولی واقعا بگم امیدوارم که هزینه صرف ایام خوشی باشد .

5- داریم بار و بندیل می بندیم بریم نوراباد. 1000 کیلومتر. بیشتر از پدال گاز ماشین بهت فشار می آد. ولی خیلی می ارزه مخصوصا برای ما که خیلی وقت نیومدیم.

ایام به کامتان شیرین وسال نو پیشاپیش مبارک


 
← صفحه بعد